قدس میان یهودیت و اسلام

شناسه نوشته : 23468

1396/09/24

تعداد بازدید : 169

گزارشی از کتاب قدس میان یهودیت و اسلام
اعراب و مسلمانان پژوهش ها و مقالات بسیاری در خصوص شهر قدس منتشر کرده اند که در تمام آنها به ادله اثبات حق فلسطینیان، عرب ها و تمام مسلمانان بر بیت المقدس اشاره شده است ؛ اما به ندرت می توان مقاله یا پژوهشی را یافت که ادعای یهود، صهیونیست ها و استعمارگران غربی مبنی بر حق تاریخی یهود در مورد مالکیت بر قدس را مورد بررسی قرار دهد و کمتر دیده شده که چنین ادعایی با منطق و دلیل رد بشود.

از جمله پژوهش هایی که با صراحت تمام به رد عقلانی و منطقی این ادعاها پرداخته، کتاب «قدس میان یهودیت و اسلام» (القدس بین الیهودیة و الاسلام) تالیف دکتر محمد عماره، متفکر و محقق مسلمان است که در آن بر اسلامی بودن قدس تاکید کرده و می گوید: «قدس شریف همواره اسلامی بوده و هست و هیچ ارتباطی با آیین یهود و یهودیان باستان ندارد تا چه رسد به صهیونیست های مدرن.»

این کتاب طی یک بررسی دقیق و منطقی نقطه نظر یهودیان را که مدعیِ یهودی بودن بیت المقدس هستند نه اسلامی بودن آن، مورد بررسی قرار می دهد.  نویسنده در این کتاب دعاوی دینی و تحریفات بی نتیجه ای را که صهیونیست ها ـ در طول زمان ـ در تاریخ و برای اثبات حق خود در مورد مالکیت بر بیت المقدس ایجاد کرده اند، به بحث می گذارد. محمد عماره در عین حال، دیدگاه اسلام را مورد بررسی قرار می دهد، دیدگاهی که بر اسلامی و عربی بودن بیت المقدس تصریح دارد و تاکید می کند که سکان اختیار قدس دوباره به دست مسلمانان می افتد چرا که قدس شریف جزئی از اعتقادات مسلمانان و نیز بخشی از جهان اسلام محسوب می شود و مکانی است که از سوی خداوند و پیامبرش تبرک و قداست یافته است.

پا جای پای نازی ها

این محقق مسلمان در مقدمه کتاب خود می گوید: «به نظر می رسد که صهیونیست ها فلسفه ای را در پیش گرفته اند که دشمن آنها یعنی آلمان نازی در دستگاه تبلیغاتی و رسانه ای خود از آن استفاده می کرد. هر کسی که اکاذیب آنها مبنی بر حق تاریخی شان در مورد قدس و فلسطین را مورد بررسی قرار دهد، متوجه تطابق حرف به حرف فلسفه جوزف گوبلز، وزیر تبلیغات آلمان نازی با اظهارات صهیونیست ها می شود. گوبلز می گفت: دروغ بگو، دروغ بگو، دروغ بگو. در نهایت یک نفر پیدا خواهد شد که حرفت را باور کند.»

بدین سان، محمد عماره بخشی از ادعاهای صهیونیست درباره قدس شریف را مورد توجه قرار می دهد که هم اکنون به بارزترین آنها می پردازیم: اولین ادعای آنها این است که ارتباط صهیونیست ها با بیت المقدس به سه هزار سال پیش یعنی زمانی که داود نبی به این شهر لشکر کشی کرد، بر می گردد. یهودی ها این حقیقت را که يابسي‏ها (شاخه‏اي از كنعاني های عرب) در هزاره چهارم پیش از میلاد بيت‏المقدس را بنا كرده و آن را «يبوس» ناميدند، فراموش کرده اند. این یعنی عمر هویت عربی بیت المقدس اکنون به بیش از شش هزار سال رسیده است و عرب ها همیشه به طور مداوم در این شهر حضور داشته اند، این درحالی است که حضور یهودیان در بیت المقدس در دوره پادشاهی داود و سلیمان روی هم رفته چیزی بیشتر از 415 سال محاسبه نشده و این یعنی مدت زمان حضور قوم یهود در فلسطین فقط به اندازه نصف عمر حضور مسلمانان در اندلس می رسد.

دومین ادعای آنها این است که خداوند به حضرت ابراهیم (ع) و نسل ایشان سرزمین موعود را وعده داده و یهودیان تنها وارث این وعده الهی می باشد. صهیونیست ها از یاد برده اند که قدس بیش از بیست قرن قبل از ورود حضرت ابراهیم (ع) به کنعان (فلسطین) همواره یک مکان عربی بوده و طبق کتاب «عهد عتیق» این سرزمین، سرزمین غربت ابراهیم نامیده شده، چرا که وی در کنعان در غربت به سر برده و مالک آن نبوده است. در جایی دیگر از این کتاب نیز آمده که حضرت ابراهیم (ع) در اواخر عمر خویش از اهالی این سرزمین یعنی کنعانیان مقبره ای می خرد تا همسرش ساره را در آن دفن کند و به دیگر سخن، آن حضرت تا پایان عمر خویش مالک هیچ چیز حتی یک مقبره در کنعان (فلسطین) هم نبوده است.

صهیونیست ها همچنین تناقض موجود در عبارات مربوط به این «وعده» را که در کتاب شان موجود است، به فراموشی می سپارند. جملاتی که هر کدام از آنها وعده ای به ابراهیم می دهد؛ یکبار وعده سرزمین کنعان (سفر آفرینش، باب 17: آیات 3، 5 و 8)، یکبار وعده تمام مساحت زمین هایی که چشم ابراهیم آنها را می بیند (سفر آفرینش، باب 13: آیات 14، 15) و باری دیگر وعده سرزمینی را که بین دو رود نیل و فرات واقع شده است (سفر آفرینش، باب 35: آیه 12) که تمام این تناقضات ادعای آنها را از اساس باطل می کند.

ترسیم مجدد نقشه ها

از سویی دیگر تلاش صهیونیست ها برای یهودی سازی حرم قدس شریف و نابودی مسجد الاقصی آنها را وادار می کند تا درباره بازسازی معبدی که حضرت سلیمان (ع) در قرن دهم پیش از میلاد در قدس بنا نمودند صحبت کنند چرا که معبد سلیمان همان معبدی است که آنها می خواهند بر روی ویرانه های مسجد الاقصی بنایش نمایند.

دکتر محمد عماره در رد این ادعا تصریح می کند که از زمان اشغال قدس در سال 1967 میلادی صهیونیست ها مشغول حفاری و احداث تونل در اطراف و زیر سطح مسجد الاقصی هستند ولی تا کنون حتی یک سنگ را نیافته اند که نشان دهد روزی یک معبد یهودی در این مکان وجود داشته است. حتی اگر فرض کنیم که در گذشته ای بسیار دور یک معبد یهودی در قدس وجود داشته، آیا می توان بر این اساس که اجداد ملت ها در برخی از اماکن معبدی داشته اند مجدداً نقشه تمام کشورها، مرزها و دارایی و اموال ملت ها و جوامع انسانی را بازسازی کرد؟

کمبوجیه، پادشاه پارسی (در فاصله زمانی 529 تا 522 پیش از میلاد) بعد از لشکر کشی به مصر چندین معبد در آنجا بنا کرد، آیا ایرانیان هم باید به این بهانه که زمانی پادشاه آنها چند معبد زرتشتی را در مصر بنا نموده این کشور را به اشغال خود درآورند؟ یا اسکندر مقدونی (در فاصله زمانی 356 تا 323 پیش از میلاد) و جانشینان وی نیز در امتداد کشور گشایی های خود که تا ده قرن ادامه داشت به بنای چندین معبد در مصر و مشرق زمین پرداختند، پس آیا یونانی ها و رومی ها هم باید به خاطر بازپس گیری مناطقی که معابد اجدادشان در قرن چهارم قبل از میلاد در آنها بنا شده به اشغال مصر و مشرق زمین بپردازند؟

از طرفی دیگر عربها و مسلمانان در طول هشت قرن مساجد و بناهایی تاریخی بسیاری را در اندلس بنا کردند، پس آیا ما باید به لحاظ تاریخی به اشغال اسپانیا روی بیاوریم؟ در ضمن خود یهودیان در گذشته نیز معابد بسیاری در اندلس احداث کرده اند که هنگام خروج شان از این سرزمین (همزمان با خروج عرب ها) از آنها دست کشیدند پس چرا حالا از اسپانیایی ها نمی خواهند که معابدشان و مکان های احداث این معابد را به آنها پس بدهند.

سلیمان علیه السلام که به زعم صهیونیست ها در قرن دهم پیش از میلاد معبدی را برای پرسش خداوند در قدس بنا کرد، به عقیده خود همین جماعت (که در کتاب عهد عتیق به آن اشاره می کنند) فردی زن باره و بت پرست بوده است (که البته حرف کاملا بی ربطی است). آیا با این توصیفاتی که آنها ارائه می دهند آیا یک فرد زن باره، بت پرست، کسی که تمثال می سازد تا به جای خدا مورد پرستش قرار گیرد و کسی که بر اساس کتاب یهودیان به عهد پروردگار و فرائض او پایبند نیست، می تواند خانه ای برای خدا بنا نهد، خانه ای که صهیونیست ها حالا بخواهند آن را بر روی ویرانه های مسجد الاقصی بنا نمایند.

اگر کتاب آنها می گوید که پادشاهی و مملکت سلیمان به خاطر خشم خدواند از هم پاشید، پس صهیونیست ها چگونه سعی دارند تا آن را دوباره پس گرفته و احیا کنند؟ حتی اگر هم بتوانند، آیا آنها با انجام این کار، خلاف اراده خداوند عمل کرده اند؟

اینها بخشی از دروغ هایی هستند که صهونیست ها از طریق رسانه ها پخش می کنند و قربانیان خود را با آن فریب می دهند تا به این ترتیب، جاهلان را در دام فریبکاری خود بیاندازند ؛ اما از آنجا  که دین اسلام به ما می آموزد تا با واقعیت و حقیقت، به جنگ با دورغ برویم، این کتاب می تواند در رد ادعاهای صهیونیست ها مبنی بر حق تاریخی قوم یهود بر فلسطین و قدس و همچنین نشان دادن جایگاه واقعی حرم شریف، شهر قدس و سرزمینی که خداوند آن را مبارک گردانده، سهمی ویژه و قابل توجه داشته باشد.

دیواری تنها برای گریستن و زاری

در همین راستا، نویسنده به صحبت درباره دیوار «براق» پرداخته و توضیح می دهد که بسیاری از گزارشات و تحقیقات انجام شده حاکی از آن است که بنایی را که «اسرائیل» آن را دیوار «ندبه» نامیده جزئی از مسجد الاقصی است و حتی یک سنگ هم در آن وجود ندارد که مربوط به دوره پادشاهی سلیمان باشد. از طرفی دیگر در زمان حکومت مسلمانان در قدس، نه تنها قوم یهود هیچگاه نسبت به این دیوار ادعای حق نکردند بلکه به گریه و زاری در کنار آن قانع بودند و همین که برای آنها تضمین شده بود که عرب ها به آنها تعرضی نخواهند کرد، برای شان کافی و رضایت بخش بود.

در این کتاب به دلایل قداست این دیوار از دیدگاه مسلمانان اشاره شده که معتقدند پیامبر گرامی اسلام، در سفر خود به معراج، مرکب خود «بُراق» را به این دیوار بسته اند و اکنون بیانیه «بالفور» یهودیان را به درخواست چیزی تشویق می کند که تا پیش از این حتی در خواب هم نمی دیدند، چیزی مانند اشغال قدس و دستیابی بر دیوار براق و مانند آن.

در نتیجه می توان گفت که دکتر محمد عماره در کتاب خود با بیان تمام ادعاهای صهیونیست ها و ارائه سخنانشان در برخورد با دعاوی آنها روشی را در پیش گرفته که قرآن سفارش می کند و این روش همان جدال احسن یعنی گفتگوی منطقی و عقلانی است و  از همین طریق هم موفق به رد ادعای حق تاریخی و ملکی یهود بر سرزمین قدس شده است.

منبع: الجزیره نت